تبلیغات
جملات زیبای من و تو ... - مکالمات خیام با دوس دخترش
جمعه 18 مرداد 1392

مکالمات خیام با دوس دخترش

   نوشته شده توسط: مهدی    نوع مطلب :داستان کوتاه ،جک ،

مکالمات خیام با دوس دخترش : خیلی باحاله............

دوس دخترش : کجایی عجیجم ؟

خیام :
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب

دوس دخترش : مشروب !؟ مگه تو نگفتی من نماز میخونم ؟ :|

خیام :
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین، دین من است

دوس دخترش : با کیا هستی حالا ؟ :/

خیام :
فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
با یک دو سه دلبری حوری سرشت

دوس دخترش : آدرس بده ببینم ! بیام بزنم دهنشونو صاف کنم !

خیام :
راه پنهانی میخانه نداند همه کس
جز من و زاهد و شیخ و دو سه رسوای دگر
دوس دخترش : انقد مشروب بخور با دوستات تا بمیری ! :/

خیام :
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را

دوس دخترش : برووووووووو بمیرررررررررررر

خیام:
چون مُرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مرا عبرت مردم سازید 


برچسب ها: گلچین اشعار ، جملات زیبا ، شعر های زیبا ، مکالمه خیام ، شعر های خیام ، گلچین اشعار خیام ، گلچین اشعار طنز ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر