تبلیغات
جملات زیبای من و تو ... - داستان کوتاه دلیل رشـوه دادن
یکشنبه 27 مرداد 1392

داستان کوتاه دلیل رشـوه دادن

   نوشته شده توسط: مهدی    نوع مطلب :مطالب جالب و اموزنده ،داستان کوتاه ،داستان های اموزنده ،

شب که می‌شود حوصله‌ها مانند سایه ماه کوتاه است و کمرنگ. داستانک، قلقلکی کوتاه برای فکر و روحمان است تا در ساعات پایانی شب، لحظات کوتاه امروز را با خواندن جملاتی کوتاه بهتر و بیشتر قدر بدانیم.

پادشاهی دلقکی داشت که با همه درباریان مزاح می کرد و آن ها را مسخره می کرد جز یک نفر به نام اصیل الدین.

روزی پادشاه به دلقک گفت: تو چرا همه را مسخره می کنی جز اصیل الدین.

گفت: چون همه به من دو دینار می دهند و او صددینار.

شاه اصیل الدین را احضار کرد و سبب پرسید، اصیل الدین گفت: دینار به دو تن می دهند، یکی آن که دستشان بگیرد و دیگر آن که پایشان نگیرد. امیر بسیار خندید و او را مرخص کرد.


برچسب ها: داستان کوتاه ، اس ام اس جک ، داستان های جذاب ، مطالب اموزنده ، داستان جدید ، مطالب جذاب و جدید ، داستان کوتاه دلیل رشـوه دادن ،

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر